الشيخ رسول جعفريان
386
حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ( ع ) ( فارسي )
منصور از امام خواست تا در عيد نوروز ، به جاى او در مجلسى نشسته و هدايايى را كه مىآورند از طرف او بگيرد . امام در پاسخ فرمود : انّى قد فتّشت الأخبار عن جدّى رسول الله صلّى اللّه عليه و آله فلم اجد لهذا العيد خبرا ؛ انّه سنّة للفرس محاها الإسلام و معاذ الله أن نحيى ما محاه الإسلام . « 1 » من اخبارى را كه از جدّم رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد شده بررسى كردم و خبرى در بارهء اين عيد پيدا نكردم . اين عيد از سنن ايرانيان است كه اسلام بر آن خط بطلان كشيده است . به خدا پناه مىبرم از اين كه چيزى را كه اسلام آن را از ميان برده دوباره آن را زنده كنم . منصور در پاسخ گفت : اين كار را « سياسة للجند » انجام مىدهد ، چرا كه بسيارى از لشكريان منصور و حتى دهاقين معروف آن نواحى ايرانى بودند و طبيعى بود كه به مناسبت اين عيد ، هداياى زيادى به منصور اهدا مىكردند . به اين ترتيب وجوه زيادى به خزينهء او - كه به بخل نيز شهرت داشت - افزوده مىشد . وى امام را مجبور كرد تا آن روز از طرف منصور در آن مجلس نشسته و هداياى لشكريان را بگيرد . با اين حال برخورد امام با اين حركت منصور قابل توجه است . بعد از آن ، در دوران ده سالهء حكومت مهدى عباسى كه امام مشغول تدريس و نقل حديث و تربيت شاگرد و ايجاد ارتباط ميان خود و رهبران شيعه در نواحى مختلف بود ، تاريخ برخوردهايى را ثبت كرده كه قابل توجه است . از جمله مهمترين آنها كه مورّخانى مانند ابن اثير ، خطيب بغدادى ، و ابن خلّكان و نيز روات شيعه نقل كردهاند ، بازداشت و زندانى كردن و سپس آزاد شدن امام در بغداد است . مهدى عباسى كه احتمالا بخششهاى امام او را به وحشت انداخته بود و احتمال مىداد كه حضرت وجوهى جمعآورى كرده و آن را براى سازمان دادن و تقويت شيعيان مصرف مىكند ، دستور بازداشت حضرت را به فرماندار خود در مدينه صادر نمود . او نيز امام را دستگير و روانهء بغداد كرد . مهدى او را بزندان انداخت . شب هنگام على بن ابى طالب عليه السّلام را در خواب ديد كه به او مىفرمود :
--> ( 1 ) . المناقب ، ابن شهر آشوب ، ج 2 ص 379 ؛ مسند الامام كاظم عليه السّلام ، ج 1 صص 52 - 51